اخبار صنعت

جهان رو به‌ سوی خشونت بیشتر

روزنامه اطلاعات در این گزارش آورده است: استخدام و استفاده از کودکان در جنگ، کشتار، خشونت جنسی، آدم‌ربایی، یورش به مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها و نبود امکانات بهداشتی و دور نگهداشتن کودکان از دسترسی به کمک‌های انسان دوستانه، شش گام آشکار خشونت در برابر کودکان است. جنگ در کشورهای گوناگون جهان از شمار سوریه، لیبی، یمن، سودان جنوبی، کابوسی است که خواب و رویای کودکان را نابود کرده است. آنان درکی از درگیری ندارند و خونریزی و جنگ برایشان نامفهوم است اما با این وجود از همه اینها آسیب می‎بینند و نمی ‎دانند چرا. پرسشی، روح کودکانه شان را مانند خوره می‎جود ولی به سبب کودک ‎بودن، امکان به زبان‎ آوردن پرسش خود را ندارند و رنج می‌برند.

وبا و تغذیه بد در یمن، تندرستی ده‌ها هزار کودک را به بازی گرفته است و آنان را به جای جست وخیز در فضای باز، خانه‌نشین کرده است. میلیون‌ها کودک یمنی به آب سالم و بهداشت مناسب و فضای آموزشی دسترسی ندارند و این در حالی است که یونیسف از بکارگیری کودکان سرباز در دوسوی جبهه گزارش می‌دهد که بسیاری از کودکان به سبب نیاز به سه نوبت غذای روزانه به کام مرگ کشیده می‌شوند؛ حال آنکه نمی‌دانند مرگ چیست.

ستم در شرق دور ‏
ابراهیم روغنی روستایی، مدرس تاریخ در باره خشونت جهانی می‎گوید: «دولت چین در استان سین ‎کیانگ بر ضد تیره‎ های اقلیت دست به خشونت می‎زند. کنشگران اجتماعی می‎گویند تیره لویغور حق دارد از حقوق دینی و فرهنگی برخوردار باشد ولی نه تنها چنین حقی از آنان گرفته می‌شود بلکه جان‌شان را هم می‌گیرند. آسیب جانی و مالی زیادی به کودکان و مسلمانان اویغور وارد شده است. آزادیخواهان جهان از دولت چین خواسته‎اند در چارچوب قانون به درگیری‌ها رسیدگی کند چون آمار زخمی‌های درگیری در اورو-مچی، مرکز سین‌کیانگ به بیش از هزارتن رسید و نزدیک به دویست تن نیز کشته شدند.»

جرم باورمندی ‏
در جهان هستند بسیار انسان‌ها که نه اسلحه دارند و نه روحیه خشن و تنها برای باورهای قلبی خود آسیب می‎بینند؛ کشور میانمار در این سال‌ها به سبب ستم به اهالی آراکان در پیشانی اخبار رسانه‌های جهانی قرار گرفته است، اما مسلمانان میک‌تیلا را نیز باید از دیگر گروه‌های قربانی خشونت بودیست‌های تندرو در این کشور به شمار آورد. بودیست‌های تندرو پیش از این نیز در سال ۲۰۱۳ به قلمروهای زندگی مسلمانان میک‏‎تیلا یورش برده بودند. نزدیک به پنجاه هزار مسلمان در این قلمرو زندگی می‌کنند. در بیستم مارس ۲۰۱۳ پس از ایجاد جنجال از سوی یک راهب بودیست در یک طلافروشی مسلمانان، درگیری میان دو سو آغاز شد که ده‌ها تن کشته و بسیاری زخمی شدند و خانه‌های مسلمانان از سوی بوداییان به آتش کشیده شد؛ پس از آن هزاران مسلمان ناچار به ترک خانه‎های خود شدند.

ابراهیم روغنی روستایی: «مسلمانان روهینگیا نیز قربانی بزرگ خشونت‎ ها در میانمار هستند. به گزارش سازمان پزشکان بدون مرز در این سال‌ها هزاران روهین گیایی کشته شده‎اند و جمعیت بزرگی از دو میلیون مسلمان آنان به کشورهای همسایه گریخته‌اند. در یورش به قلمرو آراکان، هزاران تن از مردم مسلمان کشته شدند و صدها روستا را ارتش و بوداییان تندرو به آتش کشیدند و نزدیک به یک میلیون به بنگلدش گریختند.»
 

خشونت در کشور همسایه ‏
در یک عصر ۲۰۱۴ زنی با فریاد آپارتمان خود را در شهر ازمیر ترک می‎کند و می‌کوشد بگریزد؛ پسر کوچکش نیز چند طبقه بالاتر پنهان شد.
زن چندان نتوانست دور شود زیرا شوهر پیشین او پیش از آن، چاقوی آشپزخانه را در پای او فرو کرده بود. مرد همچنان که رد خون او را در پله‎ها می‌گرفت، زن فریاد می‌کشید و کمک می‌خواست. فریاد او بیهوده بود، زمانی که مرد با چاقو ضربه‌ای مرگ‌زا به زن وارد کرد همسایه‌ها در خانه‎هاشان را قفل کردند.

خون زن به درون دوربین‌های مداربسته راه یافت و بارها از تلویزیون ترکیه پخش شد. قتل این زن گرچه شوک‌آور اما نادر نیست. در ترکیه، تیتر نخست اخبار بیشتر داستان‎های هولناک از خشونت در خانه و خیابان و ناوگان شهری و دیگر مکان‌ها است.

دانشجویی بیست ساله که از سوی یک راننده اتوبوس مورد تجاوز قرار می‌گیرد، با چماق کشته و سوزانده می‎شود و سپس او را به رودخانه می‌اندازند. یک زن دیگر اندک زمانی پس از زایمان، چنان از سوی شوهر کتک می‌خورد که اینک فلج شده است. زنی دیگر از سوی شوهرش که با موافقت مسئولین از زندان آزاد شده بود در سالن آرایش، هدف گلوله قرار می‌گیرد و کشته می‌شود.

بر پایه گزارش سازمان قربانیان خشونت، زنان بسیاری در این سال‌های ترکیه، بیشتر از سوی آشنایان و فامیل کشته شده‎اند. سازمان‌های اجتماعی در سراسر کشور اسناد خشونت را گردآوری می‌کنند و به قربانیان خشونت و خانواده‎های آنان برای پیگیری کمک می‎کنند. کنش‎وران، حقوقدان ها و نجات‎ یافتگان از خشونت می‎گویند و نشان می‌دهند اینکه خشونت به جای واپس نشستن، همچنان پیش می‎ تازد و هشدار آمیزتر می‌شود.

ترکیه‌های مبارز در راه برابری جنسی می‎گویند که دادگاه‎های ترکیه بر ضد زنان رای می‎دهند و دادستان‎ها می‎توانند در چارچوب اختیارات خود از مجازات بزهکاران، تبهکاران خانوادگی و متجاوزان بکاهند و جرم آنان را در برابر زنان کم‌اهمیت جلوه دهند.

به گناه بومی بودن ‏
پژوهش‌های ملی در کانادا، ناپدیدشدن یا مرگ هزاران زن و دختر بومی در این دهه‌ها در کشور را یک تراژدی ملی و نسل‌کشی خوانده است که ردش را باید در بهره‌کشیColo,nia,lisem‏ جست. کارشناسان، کوتاهی دولت کانادا را مسبب خشونت شدیدِ بر زنان بومی این کشور می‎دانند. از سال ۲۰۱۶ با هزینه چندده میلیون دلاری، پژوهشی ۱۲۰۰ صفحه‌ای به درخواست دولت جاستین ترودو نخست وزیر کانادا آغاز شده است.

اینک روشن شده که دولت‌های کانادا با کوتاهی خود در خشونت و ایجاد نابرابری‎ در میان بومیان نقش داشته‌اند. در این گزارش همچنین سفارش‌های زیادی برای جلوگیری از خشونت‌های شایدی (احتمالی) در آینده در برابر زنان بومی ارایه شده است. از دیگر گزاره‌ها هزاران مورد نسل‌کشی است با هدف نابودی بومیان کانادایی. پلیس سواره نظام سلطنتی کانادا در این گزارش گفته که بیش از هزار زن بومی میان سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۲ به قتل رسیده‌اند در حالی که در حقیقت
۴ هزار دختر و زن بومی کانادایی سر به نیست شده‎اند. مردمان بومی بومیان کانادا یک میلیون و ۶۰۰ هزار تن هستند.

چیستی رفتار خشن ‏
خشونت یا درشت‎گویی و درشت‌شدن، پادِ آرامش است و آسیب‌‬ رسانی از پی دارد. هرگونه ابراز خشم، سبب گستردگی خشونت می‌شود و آسیب‌های روحی، فیزیکی و مالی از پیامدهایش است. ‏
خشونت همان برخورد ناآرام، زننده و ناسالم با کسی‌ست که در برابر ما ایستاده و سبب اندوه، قهر و خشم در او می‌شود. در حقیقت، خشونت ارزش‌ها را پایمال می‌سازد.‏ خشونت همیشه وجود داشته است از گونه‌های کلامی و احساسی گرفته تا ترساندن و به انزواکشاندن و کوشش برای کنترل، تکرار رفتارهای رشک‌آلود، محروم‌کردن از دیدار با دوستان و خانواده، سدشدن در برابر فرزند برای ادامه کار یا دانشگاه، رفتن نزد دکتر، پاترس گذاشتن برای وی یا به جای او تصمیم‌گرفتن.‏

خشونت روحی با رفتاری ناهنجار، به شرافت، آبرو و اعتمادبه‎نفس طرف مقابل خش وارد می‌کند. انتقاد زننده، تمسخر، توهین، ناسزا، روح را نشانه می‌گیرد. سخن‎چینی، بهتان، ترور شخصیت اجتماعی در شمار خشونت‌های پنهان و غیرمستقیم است که آسیب‎های خود را در پی دارد. گاه هم خشونت دولتی نسبت به یک تیره و نژاد سبب می‌شود که همه انسان‌های یک جامعه کوچک، هیچگونه خدمات شهری دریافت نکنند.

کارشناسان می‎گویند در روز جهانی بدون خشونت، روان‌شناسان، روان‌پزشکان، مشاوران و مددکاران اجتماعی باید گرد هم آیند و پیام جهان تهی از خشونت را به گوش جهانیان برسانند و با آموزش و افزایش آگاهی همگانی، سبب فرهنگ پرهیز از خشونت شوند. ‏

بیشتر راه‌های پیشگیری از خشونت به زمینه‌های ذهنی، تربیتی و تعلیمی بستگی دارد که از آن به جامعه پذیری و فرهنگ پذیری که از عمق تایر بیشری برخوردار است یاد می‌شود. جامعه پذیری، فراگردی همیشگی می تواند الگوها، مفاهیم اجتماعی، رفتار انسانی، ارزش‌های فرهنگی و هنجارهای گروهی را به مردم انتقال دهد به ویژه به کسانی مانند نمایندگان جامعه والدین، آموزگاران و مربیان که شیوه‌های زندگی را آموزش می‌دهند.

جامعه‌پذیری مهم‌ترین پدیده است که فرایند پایندگی اجتماعی به آن بستگی دارد که می توان با آن، داده ها و اطلاعات نسل امروز را به عنوان فرهنگ و تمدن به نسل فردا منتقل کرد.

به هر مقدار که جامعه‌پذیری در یک جامعه موفق تر انجام گیرد یگانگی اجتماعی بیشتر و در پی آن انسجام اجتماعی استوارتری بین مردم ایجاد می شود و رسیدن به هدف‌های روشن، آسان تر می‌شود که نتیجه آن جامعه مترقی خواهد بود. در حقیقت یکی از سنجه‌های پیشرفت جامعه، میزان هماهنگی افراد با هنجارها و ارزش‌هاست. این ارزش‌ها هرچه به سوی یکنواختی جامعه پیش روند به پیشرفت جامعه کمک خواهند کرد. بی‌گمان پیشگیری از گونه‌های خشونت اگر از کودکی و از نهاد خانواده و آموزش در فرزندان نهادینه شود سبب کاهش بسیاری از تنش‌های دیگر در دوره‌های بالاتر خواهد شد.

مردم اگر دوران تربیتی خود را در خانواده یا فضای آموزش به خوبی گذرانده باشند که مرزهای انسانی ارزش شمرده شده است، به بالندگی خواهند رسید. ره‌بانی از ارزش‌های جامعه باید از سوی انسان‌های جامعه انجام گیرد و گسترش یابد. واکنش انسان‌ها نسبت به وقایع، بازتابی از جامعه پذیری‌شان در محیط زندگی آن‌هاست که در زمینه روی آوردن به خشونت یا دوری از خشونت و نیز همنشینی با گروه‌هایی که با آنان بزرگ شده بسیار مهم است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *